تبلیغات
داری برای دیدار... - باید خطر کرد...
داری برای دیدار...
...الهی و ربی من لی غیرک...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هنوز به دیدار خدا می روند ...
خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!!
خدایی که همین جاست، نیازی به سفر نیست!
..............................................
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند؛
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد؛
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو؛
خدا کنارساعت کوک شده ی توست که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی؛
.............................
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی، از تولدت تا آن روبان مشکی چقدر خدا را دیدی؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؛
خدا همین جاست، در همین نزدیکی!
اینجا داریست برای دیدار تو با او، وقتی به یادبود حضورت در حضورش او را شکر می کنی و می ستایی

مدیر وبلاگ : علی اکبر

هواپیماهایی که روی زمین هستند را هیچ خطری تهدید نمیکند

 اما برای این منظور ساخته نشده اند!!!!

 گاهی اوقات برای رسیدن به هدف باید خطر کرد . . .

دنیایی به کوچکی چند مخلوق؛

دلم برای دنیایی تنگ شده که انقدر بزرگ باشه که بتونم خالقم رو توی اون جای بدم!!!

یادم آمد از نقاشی های دوران کودکیم؛

بابا، مامان، درخت، کوه، رود و یک ماهی سرخ کوچولو؛

همه دنیام رو می تونستم تو یه تیکه کاغذ نقاشی کنم!!!

اما امروز...!!!

امروز حتی اگر تمام زمین هم فرش شود و بخوام روی کل بوم های جهان هم از تو بکشم، بازم جانمیشی!!!

خداجونم چرا انقدر عاشقم کردی که به این روز بیفتم؟

تو که خوب می دونی من چقدر کوچیکم و ظرفیتم چقدر...

خدایا از کوچکیم درگذر و من را با بزرگیت آشنا کن!!!

بودن این جان کوچک فقط به بزرگی توست!!!

میخواهم زودتر بزرگ شوم...





نوع مطلب : دلتنگی، حیات ما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 23 تیر 1392
دوشنبه 31 تیر 1392 15:17
با سلام و خدا قوت
مطلب شما در سایت "حرف تو" با آدرس:
http://harfeto.ir/?q=node/10794

منتشر شد.
هنگام به روزشدن از مطالب تولیدی،ما را مطلع نمائید.
هدیه سایت حرف تو:
صبح زود، همین که از خانه بیرون زد گفت: «مسابقه می دیم!» و قبل از اینکه نظر او را بشنود، ادامه داد: «از الان تا شب». چشمش به زنی که از سر کوچه می آمد افتاد؛ نگاهش را کج کرد. به شیطان گفت: فعلاً یک – هیچ به نفع من!
سه شنبه 25 تیر 1392 01:24
سلام و طاعات قبول !

از شما دعوت می شود در سومین مجلس هیئت وبلاگی فاطمه الزهرا سلام الله علیها شرکت کنید .

التماس دعا
علی اکبرسلام
ممنونم از لطفتون(اما خب کو ادرس و...!!!!)
یاحق
دوشنبه 24 تیر 1392 20:15
موافقم...همیشه در منطقه امن نشستن ، موفقیت و آرامش را به همراه نداره...برای رسیدن به ساحلی امن ، باید رنج طوفان رو تحمل کرد...التماس دعا
علی اکبر
سلام
ممنونم از نظرتون
یاحق
دوشنبه 24 تیر 1392 16:26
داری برای دیدار...
مرا یاد این بیت می اندازد:
آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد!
.
.
به هیات وبلاگی ما هم بیایید!
یاعلی
علی اکبرسلام دوست جدید من، ممنونم از شعر زیباتون
دعوتتون می کنم همیشه به کلبه حقیرانه ما هم سری بزنین و باهم تبادل لینک هم داشته باشیم
حتما خدمت می رسیم ان شاالله
یکشنبه 23 تیر 1392 18:36
خدایی دارم به وسعت یک عشق.....
خدایی که به اندازه ی اندیشه ام کوچک می شود..
خدایی که دراتاق کوچک تنهایی ام
با من چای دلتنگی ها را سر می کشد...
علی اکبر
و خدایی که در این نزدیکیست؛ باتمام وسعتش می توان او را در قلب انسان ها یافت و باتمام کوچکیمان می توانیم اورا در زندگی ببینیم!!!!!
و خدایی که جز او کسی را ندارم...!
یکشنبه 23 تیر 1392 17:44
سلام همسنگر!
خدا قوت... به امید قبولی طاعات و عبادات
ما هم به روز هستیم، وقت کردین یه سری هم به ما بزنین! نظرم یادتون نره...
یا علی
علی اکبر
سلام دوست من خداقوت؛ حتما خدمت می رسیم ان شاالله؛ یاحق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





امکانات جانبی