تبلیغات
داری برای دیدار... - و چقدر زود دیر می شود...
داری برای دیدار...
...الهی و ربی من لی غیرک...
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هنوز به دیدار خدا می روند ...
خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!!
خدایی که همین جاست، نیازی به سفر نیست!
..............................................
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند؛
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد؛
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو؛
خدا کنارساعت کوک شده ی توست که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی؛
.............................
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی، از تولدت تا آن روبان مشکی چقدر خدا را دیدی؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی؛
خدا همین جاست، در همین نزدیکی!
اینجا داریست برای دیدار تو با او، وقتی به یادبود حضورت در حضورش او را شکر می کنی و می ستایی

مدیر وبلاگ : علی اکبر




نوع مطلب : حیات ما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 1 اسفند 1392
جمعه 2 اسفند 1392 08:42
مثل همیشه عالی و نکته بین...
جمعه 2 اسفند 1392 08:41
سلام سلام سلام به داداش گل خودم...خوبی ؟ من بالاخره برگشتم...
پنجشنبه 1 اسفند 1392 15:22
بهتر بگیم:
"و ناگهان چقدر زود دیر می شود"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





امکانات جانبی